ما باید بینش و هدف و گرایشی که این مذهب را می سازد،اعلام کنیم و به روشنفکران بگوئیم که عناصر این مذهب حقیقی،بر اساس جهاد است،بر اساس عدالت است.مذهبش بر پایهء نان است،و آخرتش بر پایهء دنیا،و خدایش عزّت دوست و پیامبرش مسلّح!مسئلهء عدالت،فقط به عنوان یکی از اصول این مذهب نیست،بلکه به عنوان روح حاکم بر همهء آن است و هدف رسالت همهء پیامبران!

«علی(ع)»، صحابی اش میثم را که خرما می فروخت،می بیند که خرما ها را به دو دستهء خوب و بد تقسیم کرده و با دو قیمت مختلف می فروشد.با خشم به او می فرماید:چرا مردم و بندگان خدا را بر اساس طبقات تقسیم بندی می کنی؟بعد با دستش خرما ها را مخلوط می کند و دستور می دهد که همه را با یک قیمت میانگین به همه بفروش.

خوشبختانه،جامعهء ما بر اساس مذهب و بینشی است که ایده آل همهء انسانهای امروز جهان است؛زیرا «سنّت شهادت» دارد – تاریخ ما سنّت شهادت دارد،نه حوادث شهادت – و قدّیسان این مذهب،هیچ یک در غارها و صومعه ها نپوسیده اند،بلکه همه در زندان های ستم و صحنه های مبارزه،به شهادت رسیده اند.

بر این اساس است که روشنفکر واقعی در این جامعه و در این لحظه،برای آزاد کردن مردم و هدایت آنها و ایجاد یک عشق و ایمان و جوشش تازه و روشنائی بخشیدن به ذهن ها و اندیشه ها و آگاه نمودن مردم از عوامل جهل،خرافه،ستم و انحطاط در جوامع اسلامی،باید از «مذهب» آغاز کند.مذهب به معنای این فرهنگ مذهبی خاصّ و این برداشت و تلقّی درست و مستقیم؛نه آن چه که موجود است و در برابرش می بیند؛بلکه درست علیه آن و حتّی برای نفی آن چه که در برابرش می بیند.

روشنفکر باید به ایجاد یک پروتستانیسم اسلامی بپردازد،تا همچنانکه پروتستانیسم مسیحی،اروپای قرون وسطا را منفجر کرد و همهء عوامل انحطاطی را که به نام مذهب،اندیشه و سرنوشت جامعه را متوقّف و منجمد کرده بود،سرکوب نمود،بتواند فورانی از اندیشهء تازه و حرکت تازه به جامعه ببخشد.

ادامه دارد...