عقل و دین

بیان مسائل دینی به زبان عقلی

عقل و دین

بیان مسائل دینی به زبان عقلی

فرهنگ شیعه (112):

6) بیش از همهء انسانها(چون مسلمان است) و بیش از همهء برادران مسلمان (چون شیعه است)،در برابر اشرافیت،اختناق،نظام استضعاف،بهره کشی،تخدیر فکری،استبداد،بنیاد طبقاتی،مصلحت پرستی،محافظه کاری،سازش و نرمش با زشتی و خیانت،قساوت،عوام فریبی،جهل و ترس و طمع،غصب و تبعیض و تجاوز و زور و ظلم و جمود فکر و تقلید و تعصب و ذلت و مرید بازی و دست بوسی و ستم پذیری و پول پرستی و زهدگرائی و گوشه گیری و صوفی منشی و فلسفه بافی و تعبد...و هر چه انسان را تضعیف،تخدیر و یا تحقیر و یا تقسیم می کند،سازش ناپذیر و مبارز ماندن.

7)علی وار کار کردن و پرستیدن و شمشیر زدن و سرسخت بودن و تحمل کردن و پاکباز بودن و سخن گفتن و عمل کردن و اندیشیدن و تولید کردن و گرسنگی بردن و به آگاهی خلق کوشیدن و زشتی ها را بی باک پرده دریدن و نهراسیدن و سربلند بودن و فروتنی کردن و در راه مکتب،جهاد کردن و در راه وحدت،تحمل نمودن و در راه عدالت،از پا ننشستن و در راه یک آری نگفتن به کژی،خود را نابود ساختن.

8) مسئولیت روشنفکر ما،وراثت نبوت را در تاریخ، و مسئولیت علمای ما،نیابت امامت را در اسلام داشتن و .....

9) مسئولیت هر خانوادهء شیعی،پیرو خانواده ای بودن که در آن،علی پدر است و فاطمه مادر و زینب دختر و حسین،پسر!

10)بالأخره،مسئولیت هر شیعه ای در هر عصری و نسلی،از هر چیزی و هر کسی،به کربلای انقلاب و حسین شهادت،گریز زدن! و رهبری و برابری را اصل ایمان خویش و هدف خویش،و تحقق آنرا مسئولیت خویش دانستن.و این همه،یعنی علی را نه چون بتی پرستیدن،که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه:علی وار بودن و علی وار زیستن و علی وار مردن.که شیعهء علی بودن یعنی این،و مسئولیت شیعه بودن یعنی این!      

ادامه دارد...

 

فرهنگ شیعه (111):

اگر بخواهم مسئولیت های شیعه بودن را فهرست کنم،با تکیه بر مکتب علی و اساسی ترین مبانی اعتقادی و سرگذشت تاریخی تشیع،باید بگویم:مسئولیت های شیعه بودن عبارت است از:

1) در برابر باطل،علیرغم هر مصلحتی- ولو به قیمت نابود شدن خویش - نه گفتن!

2) ارزش و معنی هر عملی و هر عقیده ای را در مذهب،به داشتن رهبری درست و پاک در جامعه وابسته دانستن و معتقد بودن که جامعه اگر رهبری درست را فاقد باشد،هر عملی و عقیده ای بی ثمر است.

3) اعتقاد به اینکه از آغاز بشریت تا ختم نبوت (آدم تا خاتم) و از آنجا تا پایان عصر امامت،یک نهضت و یک مکتب خدائی بوده است و یک جهاد و هدفش کمال و نجات بشریت و آگاهی مردم و استقرار آزادی و برابری در جهان و این مسئولیت،وراثتی است که نسل به نسل به پیامبران و از آن پس به پیشوایان و در عصر غیبت،به فرد فرد انسانهای مسئول  حق پرست می رسد و این مسئولیتی است که در آن هر شیعه ای باید زندگی را عقیده و جهاد بفهمد و هر ماه را محرم و هر روز را عاشورا و هر قطعه از زمین را صحنهء کربلا ببیند!

4) عدالت را به عنوان یک جهان بینی تلقی کند (خدا عادل است) و آن را هدف رسالت پیامبران بداند و ائمهء خویش را قربانی وفادار ماندن به این رسالت و خود را متعهد استقرار و جهاد در راه استقرار آن در زمین ببیند.

5) خود را بیشتر از هر مسلمانی منحصرا متکی به قرآن و سنت بار آورد و این چنین بیندیشد و عمل کند.

ادامه دارد...

 

فرهنگ شیعه (110):

مسئولیت روشنفکر این است که از کافه های اشرافی روشنفکرانهء!بالای شهر،که قهوهء پنجاه هزار تومانی می خورد و راجع به کشورهای عقب مانده سخن می گوید،فرود بیاید و دریابد که توده چه می کشد،زبانش چیست،چه مذهبی دارد،چگونه سرگرم می شود و چه مسئولیت های دروغین - یا راستین - احساس می کند.و بفهمد که در قلب این جامعه،چه ذخائری از فرهنگ - مثل ذخائری از نفت و الماس و مس... - وجود دارد که روشنفکر باید استخراج و تصفیه کند و حرکت و تکامل و بیداری و خلاقیت و سازندگی را به جامعه ببخشد.

و مسئولیت عالم مذهبی،ایجاد یک انقلاب شیعی است در نوع برداشت و فهم مذهبی زمان ما.مسئولیت گستاخ بودن در برابر مصلحت ها،در برابر عوام و پسند عوام،و بر ذوق و ذائقه و انتخاب عوام شلاق زدن و رهبری اجتهاد و علم را تحمیل کردن،و عوام مذهبی را به دنبال اجتهاد و فکر و برداشت خویش کشاندن - نه در برابرشان،برابر عوام مذهبی تسلیم بودن،و از دست زدن به هر کار نو ای هراسیدن - و به جای انحصارا تحقیق و غور در فروع فقهی و مباحث کلامی و فلسفی و مسائل ذهنی - که بسیار هم با ارزشند و افتخار اسلام و مسلمان،اما نیاز فوری تری وجود دارد که اصل قضیه است و در عوض بر باد دادن این همه سال های عزیز عمر خود و فرصت های زمان و مردم و عاطل و باطل گذاشتن این همه نبوغ هائی که سی،چهل،پنجاه،شصت سال صرف پرداختن به این علوم می شود،به ایمان مردم و بیداری عموم پرداختن،قرآن را مطرح کردن،نهج البلاغهء علی را به مردم آموختن و این نسل را با زندگی و اندیشه های پیامبر(ص)،علی(ع)،خاندان و اصحاب بزرگ:ابوذر ها،عمار ها،و به تاریخ پر از خون و جهاد تشیع آشنا ساختن و رسالت بزرگ جانشینی امام را در رهبری و هدایت مردم،بدوش کشیدن...آری:رسالت؛نه فقط رساله.

ادامه دارد...

 

فرهنگ شیعه (109):

امروز،مسئولیت عالم شیعی و همچنین مسئولیت روشنفکر و انتلکتوئل و تحصیلکرده و متجدد و مردم ما،روشن است.تاجری که تجارتی کهنه دارد و مثلا پشم و پیله و غله معامله می کند،درمی یابد که زمانه دگرگون شده است و تجارتش،تجارت روز نیست.پس بلافاصله سرمایه گذاریش را عوض می کند و از آن بازار،بیرون می آید و نمایندگی جنس خارجی می گیرد.چرا که می داند آن تجارت کلاسیک مرده است؛اما همین آدم که چنین آگاهی روشن بینانه ای به زمان خویش دارد،چون به مسائل مذهبی می رسد،کهنه پرست و سنت گرا می شود.دست به آب و آتش نمی زند،کوچکترین تغییری در کارش نمی دهد و حتی در پولی که می دهد هیچ احساس مسئولیتی نمی کند.فقط همین که پولی بدهد،کلک را کنده و تصفیه شده است.

به چنین آدمی - که معتقد و مسئول است - می گویم که چگونه در میان حجرهء پرتت،دگرگونی اقتصادی و تغییر جهان و زیربنای زمان و دیگر شدن مصرف و روایط تجاری و اقتصادی جهان را احساس کردی،اما احساس نکردی که در برابر دور و بیگانه شدن جامعه و زمان و مذهبی که بدان معتقدی و ایمانی که بدان دل بسته ای و در برابر شخصیت هائی که پیامبر و امامشان می دانی - و می بینی که از میان نسل جوان و فرهنگ و روح جوان،رخت بر بسته اند - مسئولی؟و نمی دانی که امروز برای شناختن اینها - پیامبر و امامانت،یک کتاب،بهتر از یک تکیه است؟پس چرا باز تکیه می سازی؟

کتابهائی می شناسم که اگر به فارسی ترجمه شود،اعتقاد و ایمان تازه ای به نسل جوانمان می بخشد.اما ترجمه نشده و نانوشته می مانند چون پولی نیست که نویسنده و مترجم و ناشری را به ترجمه و نوشتن و چاپ این آثار برانگیزاند.و آنوقت مؤمنین،بی توجه به این مسئولیت عظیم،دین شان را به مذهب و جامعه و انسان،چنان انجام میدهند که قرنها پیش،و غافلند که مسئلهء قرن و قرنهای پیش،نداشتن آب انبار بود و مسئلهء امروز،چیز دیگری است.امروز با لوله کشی شهری،باز هم آب انبار ساختن و وقف مسلمین کردن،کار خیر نیست:یا اختلال اخلاقی است و یا مغزی!

ادامه دارد...

 

فرهنگ شیعه (108):

تشیع مصلحت،نابود کنندهء تشیع حقیقت است،همچنانکه در تاریخ اسلام،اسلام حقیقت،قربانی اسلام مصلحت شد،که آغاز نبرد میان مصلحت و حقیقت در سقیفه بود و مصلحت پیروز شد و از همانجا،همچنان ادامه دارد و همچون دو خطی که از یک نقطه آغاز می شوند و با زاویهء یک درجه ای از هم دور می شوند و هرچه می گذرد،فاصله بیشتر می شود و بیشتر،تا فاصلهء حقیقت و مصلحت،می شود فاصلهء ظلم و عدل،امامت و استبداد،جمود و اجتهاد،ذلت و عزت...یعنی گذشته و حال.

امروز مسئولیت همه روشن است،با هر عالم و تاجر و روشنفکر و مردمی صحبت می کنی،حقیقت ها و مسئولیت ها را می شناسد،اما در عمل،مصلحت نمی داند!چون می خواهد زندگی کند و ضمن داشتن رفاه و حقوق و بازار،می خواهد به نوعی،دینش را هم داشته باشد.علی و حسین و اهل بیت(علیهم السلام)را هم به عنوان قوت قلب و زینت دنیا و تسلیت آخرت،بی ضرر و بی خرج،یدک بکشد!

این است که برای گریز از تمامی مسئولیت های شیعه بودن - مذهب مسئولیت - راه حل هائی ساخته اند و می سازند تا خواب شان نیاشوبد.من که تمام عمر شاهد قربانی شدن و پایمال شدن حقیقتها به وسیلهء انسان های مصلحت پرست بوده ام،در مورد مصلحت،عقده پیدا کرده ام و اعتقاد داشته ام که:هیچ چیز غیر از حقیقت،مصلحت نیست.اگر شیعهء علی هستی،خود تشیع،مسئولیت زا است و بر خلاف محبّ - لغتی که تازه ساخته اند - که فقط احساس است و مسئولیتی نمی شناسد،در اسلام و تشیع،سخن از شناخت است:

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة (هر که بمیرد و امام عصر خویش را نشناسد،مردهء جاهلی مرده)،شیعه به معنی پیرو است که حرکت و در پی کسی رفتن را در نفس خویش دارد و مسئول است.مسئولیت کسی را داریم که در پی اش حرکت می کنیم و آن"نه"گفتن،در مقابل هر مصلحتی است،به خاطر حقیقت.

ادامه دارد...