عقل و دین

بیان مسائل دینی به زبان عقلی

فرهنگ شیعه:(8)

طبیعی است که چنین کسی،باید در وسط جا داشته باشد،نه متمایل به شرق یا غرب،شمال یا جنوب،بی طرف،تا بتواند در هر طرف باشد،تا فاصله اش با همهء گروههای متضاد و پراکنده در چپ و راست و پیوسته به این بلوک یا آن بلوک،اسیر در این نظام یا نظام ضدش و غرق شده در دنیاگرائی مطلق،یا آخرت گرائی مطلق...در یک شعاع ثابت و از همه سو یک اندازه باشد!

چنین امتی سرنوشت خود را از سرنوشت دیگر توده های رنجدیده و قربانی ستم جدا نکرده و در تلاش رهائی در زمین،نخزیده و به پیروزی خود بسنده نکرده و دور از انقلاب جهانی برای عدالت و نجات مردم،به خودسازی و پیشرفت و رسیدن به هدفهای تعیین شده در برنامه ریزی های داخلی مشغول نشده و از معرکهء حق و باطل زمان کنار نرفته؛بلکه در وسط میدان کشاکش ها و در میانهء صحنهء انقلاب جهانی و در قلب مردم ستمدیده و راه جوی نجات ایستاده است و رسالت نجات و رهبری و آگاهی مردم را متعهد است!

در امت اسلامی،تنها یک نظام اداری،گروه رسمی و یک عده افراد تعیین شدهء استخدام شده و یا یک گروه سنی معین،سپاه و رزمندهء جهاد و دفاع را تشکیل نمی دهند.در این امت،هر فردی،در هر سنی و در هر گروه اجتماعی ای،یک مبارز است.این آقا استاد دانشگاه است،آن آقا روحانی مذهبی،آن آقا شخصیت محترم،ایشان رجل سیاسی،فلانی عابد زاهد مسلمانا(!)...این حرفها نیست،در این جامعه،هر فردی تا به سن بلوغ رسید مکلف است،نماز به همان گونه و در همان سن و سال تکلیف است که جهاد!

بنابراین در این امت،هر انسانی تا به سن تکلیف رسید،مسئول می شود،نه تنها مسئول رستگاری خویش که مسئول رستگاری امتش،مسئول رستگاری بشریت!

یک مسلمان،عضو پیوسته و مسئول جامعه ای است که نقش نمونهء عملی و شهادت جهانی دارد و همچنانکه پیامبر خویش را در قلب زندگی خویش قرار داده اند و در وسط اجتماع خویش همچون مجسمهء ارزشها و الگوی خودسازی خویش،نصب العین خویش ساخته اند،خود در قلب زمان و در وسط زمین،نقش رهبری را برای مردم شرق و غرب به عهده دارند و واسطهء آگاهی و حرکت و مبارزه و رهائی و استقرار عدالت در جهان اند و هرگز در قبال فاجعه ها،ستم ها،قدرتهای پایمال کنندهء حرمت های انسانی و دشمنان مردم در بیرون از مرزهای جامعهء خویش،بی طرفی پیشه نمی کنند و با آنها که مردم جهان را به استثمار و بندگی کشانده اند،از صلح و همزیستی مسالمت آمیز و احترام های رسمی وزارت امور خارجه ای دم نمی زنند.

و در حالی که خود مدعی توحید جهانی و توحید نژادی و توحید طبقاتی اند و پاسدار ایمان و عدالت و رستگاری و حامل رسالت خدائی در میان خلق،جام شراب خویش را به سلامتی پاسداران کفر و شرک و ظلم و ...بلند نمی کنند.زیرا مرز امت،یک خط کشی جغرافیائی نیست،محدودهء ثابت یک مکان نیست.امت،گروهی در راه است،راهی که از وسط بشریت و از قلب مردم زمین می گذرد.زیرا مرز اسلام تا آنجا کشیده می شود که انسان هست،که مردم هستند و تنها مالک و قدرت حاکم بر امت،خداست!

ادامه دارد...

تاریخ ارسال: شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 11:17 | نویسنده: امید | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد